کد خبر 1846072
تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۷
بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه‌های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.

به گزارش مشرق، از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرد و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخت.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های انگلیسی

دیوید فاریس در مقاله‌ای در نشریه The Nation استدلال می‌کند که جنگ آمریکا علیه ایران نه‌تنها به اهداف اعلامی دونالد ترامپ دست نیافته، بلکه به تشدید بی‌ثباتی در خلیج فارس و آشکار شدن آسیب‌پذیری امنیتی عربستان سعودی منجر شده است. نویسنده حملات یمن علیه تأسیسات آرامکو در ظهران و فرودگاه بین‌المللی ملک خالد در ریاض، و نیز حمله یک گروه شبه‌نظامی مستقر در عراق به خط لوله انتقال نفت عربستان را نشانه‌های گسترش پیامدهای جنگ می‌داند.

به باور فاریس، عربستان که یک سال پیش در موقعیتی نسبتاً قدرتمند قرار داشت و می‌کوشید از نزدیکی با دولت ترامپ برای پیشبرد اهداف منطقه‌ای خود بهره ببرد، اکنون با بحرانی جدی در راهبرد امنیتی و توسعه‌ای خود مواجه است. او همچنین به کمبود مهمات حیاتی آمریکا اشاره می‌کند و می‌گوید این مشکل ظاهراً متحدان منطقه‌ای واشنگتن را نیز در برابر حملات موشکی و پهپادی آسیب‌پذیر کرده است.

مقاله تأکید می‌کند که یمن مستقل از ایران عمل می‌کند؛ بااین‌حال، نویسنده معتقد است منافع یمنی ها در برخی زمینه‌ها با تلاش ایران برای تضعیف جایگاه امنیتی آمریکا در خلیج فارس هم‌راستا شده است. به تحلیل او، تداوم حملات می‌تواند فشار اقتصادی و سیاسی بر دولت ترامپ را افزایش دهد و هم‌زمان اهداف یمن را پیش ببرد.

فاریس این وضعیت را نشانه‌ای از تضعیف تصویر برتری نظامی آمریکا می‌داند و معتقد است کشورهای عربی خلیج فارس اکنون با انتخابی دشوار روبه‌رو هستند: ادامه اتکا به واشنگتن یا بررسی نوعی تفاهم با تهران. او احتمال می‌دهد که حتی در صورت پایان جنگ، بازگشت به ترتیبات امنیتی پیشین برای این کشورها آسان نباشد.

نویسنده همچنین راهبرد آمریکا برای تضعیف ایران از طریق محاصره دریایی و تحریم‌ها را ادامه سیاستی می‌داند که طی دهه‌های گذشته در دستیابی به تغییر حکومت در ایران ناکام مانده است. او با مقایسه جنگ کنونی با حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، هشدار می‌دهد که مداخله نظامی می‌تواند پیامدهایی فراتر از محاسبات اولیه طراحان آن ایجاد کند و خلأ امنیتی حاصل از آن را در اختیار بازیگران دیگر قرار دهد.

در جمع‌بندی، مقاله جنگ علیه ایران را عاملی برای افزایش ناامنی منطقه‌ای، تضعیف اعتبار آمریکا و پیچیده‌تر شدن محاسبات امنیتی کشورهای خلیج فارس معرفی می‌کند.

مؤسسه آمریکایی «Taxpayers for Common Sense» در مقاله‌ای در ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶، هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم جنگ با ایران را بررسی کرده و از کنگره آمریکا خواسته است با محدود کردن بودجه پنتاگون، روند تأمین مالی جنگ را متوقف کند.

بر اساس این مقاله، پنتاگون هزینه جنگ را تا سوم سپتامبر ۴۵.۱ میلیارد دلار برآورد کرده است؛ رقمی که در مقایسه با برآورد ۳۸.۱ میلیارد دلاری دفتر بودجه کنگره تا اول اوت، افزایش قابل‌توجهی را نشان می‌دهد. نویسنده می‌گوید این ارقام خسارت‌های واردشده به تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه را شامل نمی‌شوند. هزینه‌های غیرمستقیم نیز شامل افزایش بهره بدهی ملی، تورم، مخارج آتی مربوط به مزایای کهنه‌سربازان و افزایش هزینه سوخت، مواد غذایی و استقراض خانوارهاست. طبق تحلیلی که مقاله به آن استناد می‌کند، هزینه اضافی جنگ برای هر خانوار آمریکایی تاکنون به حدود ۲۰۰۰ دلار رسیده است.

مقاله همچنین کاهش ذخایر مهمات آمریکا را تهدیدی برای توان بازدارندگی این کشور در دیگر مناطق جهان می‌داند و هشدار می‌دهد که بازسازی ذخایر به سال‌ها زمان نیاز دارد. از دید نویسنده، گسترش دوباره درگیری‌ها میان عربستان و حوثی‌های یمن نیز می‌تواند هزینه‌های بیشتری به آمریکا تحمیل کند؛ به‌ویژه اگر پشتیبانی دفاعی فعلی به مشارکت مستقیم در عملیات تهاجمی تبدیل شود.

در بخش پایانی، نویسنده استدلال می‌کند که کنگره تاکنون نتوانسته است با ابزارهای مربوط به اختیارات جنگی، پایان جنگ را تضمین کند. از این رو، پیشنهاد می‌دهد قانون‌گذاران با بودجه‌های دفاعی بسیار بالا مخالفت کنند، مانع ایجاد منابع مالی جدید با نظارت محدود برای عملیات نظامی شوند و برای کاهش هزینه‌های پنتاگون فشار بیاورند.

گزارش اختصاصی CBS News می‌گوید ژنرال رندی جورج، رئیس وقت ستاد نیروی زمینی ارتش آمریکا، در دسامبر ۲۰۲۵، دو ماه پیش از آغاز جنگ با ایران، درباره کمبود شدید مهمات دفاع موشکی هشدار داده بود. بر اساس ارزیابی او که در برنامه تخصیص نیروهای جهانی پنتاگون درج شده بود، ذخایر موشک‌های رهگیر پاتریوت و سامانه THAAD تا سال ۲۰۳۰ همچنان در سطحی پایین باقی می‌ماند. جورج در آوریل ۲۰۲۶، هم‌زمان با ادامه جنگ، از سمت خود برکنار شد.

طبق برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS)، آمریکا پیش از جنگ حدود ۲۳۰۰ رهگیر پاتریوت و ۳۵۵ رهگیر THAAD در اختیار داشت. در جریان جنگ، بین ۱۰۵۰ تا ۱۴۳۰ رهگیر پاتریوت و ۱۹۰ تا ۲۹۰ رهگیر THAAD مصرف شده است؛ ارقامی که به‌ترتیب می‌تواند معادل مصرف ۶۱ و ۸۲ درصد از ذخایر پیش از جنگ باشد. زمان تحویل سفارش‌های جدید نیز طولانی است: حدود سه سال و نیم برای رهگیرهای PAC-۳ و چهار سال و پنج ماه برای .

گزارش تأکید می‌کند که این کمبود فقط به جنگ با ایران مربوط نیست. انتقال تسلیحات به اوکراین، استفاده از رهگیرها برای دفاع از اسرائیل، کاهش ظرفیت تولید صنایع دفاعی و تصمیم‌های چند دهه‌ای پنتاگون برای اولویت‌دادن به برخی تجهیزات بزرگ نظامی، از عوامل انباشته‌شدن این مشکل بوده‌اند. پس از جنگ سرد، آمریکا ظرفیت تولید سریع و انبوه مهمات را کاهش داد و ادغام شرکت‌ها، تعداد پیمانکاران بزرگ صنایع هوافضا و دفاعی را از ۵۱ به پنج شرکت رساند.

یک مقام آمریکایی به CBS News گفته است حتی در صورت توقف مصرف بیشتر این مهمات در درگیری‌های جاری، بازسازی ذخایر تا سطح پایین پیش از جنگ نیز ممکن است تا سال ۲۰۳۰ طول بکشد.

به گزارش رویترز، صندوق بین‌المللی پول هشدار داده است که تداوم جنگ خاورمیانه و اختلال‌های احتمالی بیشتر در تولید انرژی، مسیرهای کشتیرانی و زیرساخت‌های حیاتی، بزرگ‌ترین تهدید پیش روی اقتصادهای خاورمیانه و آسیای مرکزی است. مدیر بخش خاورمیانه و آسیای مرکزی این نهاد تأکید کرده است که آثار اقتصادی جنگ در سراسر منطقه یکسان نیست و کشورهایی که مستقیماً درگیر پیامدهای آن شده‌اند، با فشار بیشتری روبه‌رو هستند.

بر اساس پیش‌بینی صندوق، اقتصاد منطقه خاورمیانه، شمال آفریقا و پاکستان در سال ۲۰۲۶ به میزان ۱.۳ درصد کوچک می‌شود؛ این در حالی است که رشد این منطقه در سال گذشته ۳.۳ درصد بوده است. صندوق برای سال ۲۰۲۷ رشد ۶.۶ درصدی را پیش‌بینی می‌کند، اما تحقق آن به بازگشت تجارت و کشتیرانی به وضعیت عادی در سه‌ماهه نخست سال، احیای تدریجی صادرات تا اواسط سال و ادامه قیمت‌های بالاتر نفت وابسته است.

او گفت مازادهای اقتصادی پیش از جنگ، مسیرهای جایگزین انتقال انرژی، تعدیل تقاضا و برداشت از ذخایر توانسته‌اند بخشی از شوک ناشی از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و بسته‌شدن تنگه هرمز را مهار کنند. با این حال، این ظرفیت‌های حفاظتی محدودند و کاهش ذخایر و محدودترشدن ظرفیت مازاد می‌تواند اختلال‌های تازه را به افزایش شدیدتر قیمت‌ها تبدیل کند.

صندوق هشدار داده است که حتی در صورت بهبود رشد اقتصادی در سال ۲۰۲۷، آثار جنگ بر زیرساخت‌ها و بخش‌های مختلف اقتصاد باقی خواهد ماند و هزینه‌های بازسازی را افزایش خواهد داد. همچنین انتظار می‌رود تولید کشورهای صادرکننده نفتی که مستقیماً از جنگ آسیب دیده‌اند، با وجود احیای رشد در سال ۲۰۲۷، همچنان پایین‌تر از پیش‌بینی‌های میان‌مدت پیش از جنگ باشد.

رسانه های چین و روسیه

وب‌سایت شبکه آرتی عربی روسیه در گزارشی با عنوان «اقتصاد جهانی در حال دست‌وپا زدن است و طوفانی در راه است»، با اشاره به جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و بسته شدن تنگه هرمز نوشت که شوک انرژی ناشی از این جنگ، اقتصاد جهانی را با خطر افزایش تورم، کاهش رشد اقتصادی و تشدید بحران بدهی روبه‌رو کرده است.

به نوشته این گزارش، تاب‌آوری اقتصاد جهانی تاکنون به کمک ذخایر نفتی، سرمایه‌گذاری گسترده در هوش مصنوعی و صادرات کالاهای ارزان چین حفظ شده، اما کاهش ذخایر انرژی و تداوم درگیری‌ها در خاورمیانه می‌تواند این وضعیت را تغییر دهد.

این گزارش با انتقاد از سیاست‌های ریاضتی صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی، تأکید کرد که ضعف همکاری‌های چندجانبه و گسترش حمایت‌گرایی تجاری، توان دولت‌ها برای مقابله با بحران‌های اقتصادی را محدود کرده است.

بر اساس این تحلیل، اگر جنگ در خاورمیانه به‌سرعت پایان نیابد و قیمت نفت کاهش پیدا نکند، اقتصاد جهانی با دوره‌ای طولانی از بی‌ثباتی و فشارهای تورمی مواجه خواهد شد.

خبرگزاری شینهوا چین در گزارشی با عنوان « بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی در بحبوحه افزایش تنش میان عربستان و نیروهای یمنی، میان منافع خود و خطر تشدید درگیری موازنه برقرار می‌کنند» نوشت که افزایش حملات موشکی و پهپادی به عربستان سعودی، بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی را به اتخاذ رویکردهای متفاوت برای تأثیرگذاری بر بحران، بدون ورود مستقیم به جنگی گسترده‌تر، سوق داده است.

این گزارش با اشاره به پیشنهاد میانجیگری ایران اعلام کرد عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، آمادگی تهران را برای کمک به آغاز گفت‌وگو میان عربستان و یمن و تسهیل دستیابی به راه‌حل سیاسی اعلام کرده است.

به نوشته شینهوا، تحلیلگران معتقدند نیروهای یمنی دستورکار سیاسی و نظامی مستقلی دارند و تصمیم‌های آنها صرفاً تابع خواست تهران نیست؛ با این حال، ایران می‌تواند از نفوذ خود برای تقویت نقش دیپلماتیک و جلوگیری از رویارویی مستقیم استفاده کند.

شینهوا همچنین به گزارش روزنامه هاآرتص درباره درخواست رژیم صهیونیستی برای مشارکت در عملیات نظامی علیه نیروهای یمنی اشاره کرد و نوشت محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، با این پیشنهاد مخالفت کرده است. ریاض همچنان حل مسئله فلسطین را شرط عادی‌سازی روابط با تل‌آویو می‌داند.

این گزارش، توافق دفاعی مکه و حمایت ترکیه و پاکستان از عربستان را نیز بررسی کرد و نوشت این حمایت‌ها می‌تواند عمدتاً بر تقویت توان دفاع هوایی و موشکی متمرکز باشد، بدون آنکه لزوماً به مشارکت گسترده در جنگ منجر شود. در همین حال، آمریکا می‌کوشد ضمن حمایت از عربستان و مهار پیامدهای تنش‌ها بر بازار انرژی، از گرفتارشدن در یک درگیری طولانی‌مدت دیگر در منطقه اجتناب کند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس